تقدیم به شاعر همهی لحظهها اصغر واقدی
از آبهای کوچک دریاچه
تا ساحل غروبیی تو
با یک شناسنامه
میبالیم
۲۷ فوریه ۲۰۰۸روزویل کالیفرنیا
شناسنامه

٣١شناسنامهام خیس است هفدهم جولای ٢٠٠٩، کوُل کالیفرنیا
|
با بامداد ۲
با بامداد ۲
با سپاس مجدد از دفتر هنر ٬ همراه با بریدههای کوتاه دیگری از اشعار بامداد همیشهی شعر امروز ایران عکسهایی از او را برای پاسداشت خاطرهی مهرباناش در این رایانه برای علاقمندان میآوریم .
ح . ش
آن که میگوید دوستت دارم
دل اندوهگین شبیست
که مهتابش را میجوید
ای کاش عشق را
زبان سخن بود
از : عاشقانه-ترانههای کوچک غربت
*
*
*
*احمد شاملو همراه با نصرت رحمانی
*
*
*
*
ای کاش آب بودم
گر میشد آن باشی که خود خواهی
آدمی بودن
حسرتا!
مشکلیست در مرز ناممکن
نمیبینی؟
از: ایکاش آب بودم-مدایح بیصله
*
*
*
اا
محمود دولتآبادی-احمد شاملو و مهدی اخوان لنگرودی
من
من
*
برای آن مرد
که دستاناش
زیر چانهاش
میخمد
نمینویسم
برای آن دخترک
که سنگسار میشود
نمیمیرم
به آن کودک پیر
که پرپریده
نمیاندیشم
تصویر باد را از چهرهی خواب
نشستهاند
تا صدای سرد بید
دیده شود
۱۹ جولای ٫۲۰۰۷ روزویل کالیفرنیا
مصاحبه با بيژن اسدیپور
مصاحبه با بیژن
(مصاحبه با بیژن اسدیپور توسط فیروزه خطیبی)
طرح از : اسماعیل میرمظفری
در ارتباط با کتاب دورییات اثر تازه منتشر شدهی هنرمند متعهد و پرکار وطنمان بیژن اسدیپور که به قول خودش به امریکا سنگ قلاب شدهاست خانم فیروزه خطیبی از رادیو بیست و چهار ساعتهی فردا مصاحبهای با وی انجام داده که علاقمندان آثارش میتوانند برای شنیدن متن کامل این گفت و گو روی نشانیی زیر کلیک نمایند .
ح . ش
با بامداد
با بامداد
با یاد روشن شاملوی عزیز و سپاس فراوان از دفتر هنر برای گذاشتن این عکسها در اختیار رسانه ٬ همراه با بریدههایی کوتاه از بعضی اشعار بامداد همیشهی شعر امروز ایران آنها را در نوبتهای مختلف در این رایانه برای علاقمندان میآوریم .
ح . ش
سلاخی به قناری کوچکی
از : دفتر مدایحه بیصله * * * |

*
*
*
*
*
دوست داشتن ...
*
*
*
دوست داشتن جقه
وقتی با آن غبار بسترند
و کلاهخود
وقتی که در آن دسنمال بشویند
*
*
*
از : شکوفهی سرخ یک پیراهن- قطعنامه
*
*
*
*

ککار:عباس صفاریک
*
ارزيابیی دو واقعهی فرهنگی
مقالهی زیر را دوستی هنرمند در اختیار رسانه قرار دادهاند که ضمن تشکر از ایشان ناچارم برای احترام به خواست او از آوردن نامشان خوداری کنم . این مقاله توسط نویسندهی آگاه ایرج طبیبنیا نوشته شده که به علت برخوردهای پیش آمده و بعضی اشارهها و رفتارها که که در این برخوردها حادث شد و میتواند پاسخگوی بسیاری سوآت در باب شخصیتهای هنری و ادبی کشور ما باشد و نیز اهمیت جانبیی موضوع ٬ آن را در اختیار خوانندگان قرار میدهیم .
ح . ش









معرفیی دوریيات

طنزهای بیژن اسدیپور (کتاب دورییات منتشر شد)
دورییات آخرین کتاب بیژن اسدیپور در روزهای پایانیی بهار امسال منتشر شد . همانطور که بیژن در فهرست کتاب مینویسد دورییات در چهار بخش : مقدمه در ۹ صفحه ٬ تصویر فکاهه و طنز ایران در ۳۳ صفحه ٬ دورییات در ۱۲۹ صفحه ٬ و بخش نامهها ٬ آمده که در اینجا به معرفیی خلاصهی بخشهای چهارگانهی این کتاب میپردازیم .
بخش مقدمه که در صفحات رنگی میباشد از قسمت الف: سرگذشت واژههای فارسی نوشتهی محمد کریمزاده میباشد که در آن نویسنده به تحقیق و تفحص در بارهی واژه و چگونگیی ایجاد و تکوین آن و همچنین واژههای به قول وی (ساخت بیژن) مثل دوریات ٬ اشکخند ٬ خطنگاری و کلییات و به خواستگاه و ضرورت آنها میپردازد . قسمت ب: فرهنگ اسامی مستعار شامل ۲۰۰۰ نام مستعار فکاهه نویسان و طنزپردازان از زمان عبید زاکانی تا عصر حاضر است که بیژن بسیاری از آنها را برای اولین بار در اینجا معرفی میکند . این قسمت به تنهایی میتواند سند موثقی برای علاقمندان طنز و فکاهه ایران برای مراجعه و استفاده مبدأ در آینده قرار بگیرد .
بخش تصویر فکاهه و طنز ایران شامل عکس بسیاری از نویسندگان در این زمینهی ادبی از عبید زاکانی تا امروز ایران میشود که غالب این تصاویر برای نخستین بار و تنها در این کتاب میآید . در جای جای این صفحات که از کاغذ گلاسه استفاده شده طرحهای رنگی کار مشترک بیژن اسدیپور و پرویز شاپور آمده است که هیچگاه و در هیچ نشریهای چاپ نشده است .
دورییات بخش اصلیی این کتاب میباشد که بیژن اسدیپور به بهانهی چاپ آن طبق عادت خوش دیرینهاش که در دیگر کتابهایاش هم دیدهایم به خاطر هنری که به آن عشق میورزد به معرفیی و یاد کسانی میپردازد که یاد بیشماری از آنان به عمد به فراموشی سپرده شده است . این بخش شامل ۱۶ طنز نوشته شده در خارج از ایران میباشد که عنوان کتاب از این نوشتهها گرفته شده است . برای هر یک از این طنزها طرح سیاه و سفید تازهای توسط بیژن اسدیپور زده شده که قبلآ در جایی دیده نشده است .
بخش پایانیی کتاب به ۱۱ نامه اختصاص داده شده که ۵ نامه آن از پرویز شاپور و ۵ نامه دیگر از عمران صلاحی دوستان سالیان بیژن که به روایت کیخسرو بهروزی سه تفنگدار طنز ایران خوانده شده و هستند و نامهی آخر از بیژن اسدیپور به عمران صلاحی میباشد که یکبار هم آن را در این رایانه دیدهاید ٬ مطالعهی آنها را که خواندنیاند توصیه میکنم .
برای سفارش این کتاب و دیگر کارهای بیژن اسدیپور روی دفتر هنر-بيژن اسدیپور را کلیک کنید .
ح .ش
نفرتم را بر يخ مینويسم - مارکز
نامهی نویسندهی بزرگ امریکای لاتین گابریل گارسیا مارکز را دوست عزیز و هنرمندمان بهمن آزادی در اختیار رسانه گذاشتهاند که در اینجا از ایشان تشکر میکنم .
ح . ش

باد
باد
آب از سرت که گذشت
فرصت خوبی خواهی داشت
که با خودت کنار بیایی
پشت هیچ چراغ قرمزی توقف نکنی
به سیم آخر بزنی
یا اصلآ به هیچ سیمی نزنی .
خوابهای سالهایات
که توی دلات کپک زدهاند را
در هوای آزاد
پهن کنی
و گوشات بدهکار نباشد
چه کسی خوابنما شده است
آب از سرت که گذشت
آبی خواهی شد
و مثل همهی ماهیهای آزاد
کفشهایات آویزان خواهد بود
و پا برهنه تا فردا خواهی دوید!
آب ازسرت که گذشت
میشود خالی شد
جون ٫۲۰۰۷ روزویل کالیفرنیا
صدايم کن
صدايم کن
با یاد شاعر ِ رویایی
ْصدایم کن
من از معاشرت دو قفس
میآیمْ *
چشمی بر پیشانیام بکار
تا کار و بار شعر
روشن شود
قلاب بر لبان خاموشیام بزن
تا از سمت هزاران
خوانده شوم
تا چند چشم بر قناری میزنی
که نه چشم دیده میشود
و نه فناری خوانده
این پنجشنبه خالیترم
کوتاهتر از آخرین چهارشنبهی خوشبختی
که بر باغ و باد آویخت
تا هم پنجشنبه بسوزد
و هم خوشبختی تار بزند!
فردا که میگذشت
ترا ترانه نخواند
و آنقدر خشکید
که پرپر شدیم
پر شدم
تا پرواز شوی
و از صدای دو گلوی تازه
آواز
تو از تقاطع دو چشم
میآمدی
از : یداله رویایی
۲۰ جولای ٫۲۰۰۶ روزویل کالیفرنیا